♡رویای رفتن به کره جنوبی♡

♡هدفی که صبح ها بخاطر اون بیدار میشم و شب ها با فکر اون به خواب میرم♡

♡روزانه های مریم در کره♡

Yalda
♡رویای رفتن به کره جنوبی♡ ♡هدفی که صبح ها بخاطر اون بیدار میشم و شب ها با فکر اون به خواب میرم♡

♡روزانه های مریم در کره♡

خوب داستان از این جا شروع شد که من موقت در یه شرکت مربوط به AR و تطبیق انیمیشن و واقعیت به طور همزمان به عنوان برنامه نویس شروع به کار کردم. به محض ورود من شرکت ما یه پروژه با دریم کنسرت شبکه اس بی اس گرفت و چون من تجربه در ادیت فیلم دارم ازم خواسته شد در این پروژه ادیت اولیه که کنترل و سویچ کردن دوربین هست رو انجام بدم. 😃اولش قرار بود برای همه گروه ها این کارو بکنیم اما با توجه به کمبود وقت تصمیم بر این شد که فقط تعدادی از گروه ها رو براشون آماده کنیم. که آسترو ، اوه مای گرل، ویکیمیکی ، نام ته هیون، دبویز از جمله این گروه ها بودن. من شخصا چا اون او که در گروه استرو هست رو خیلی دوست دارم و همه سریالاش رو دیدم. از رییسم خواهش کردم که ازش بخواهد با من عکس بگیره و برای این فرصت طلایی خواستم یه کار خاص بکنم. به ذهنم رسید که یه فن آرت می تونه هدیه خوبی باشه برای همین از مبینای عزیز درخواست کردم که سریع یه فن آرت بکشه و روش هم بنویسه از طرف فن های ایرانی. روز فیلم برداری خیلی استرس داشتم. یه تلوزیون بزرگ کنارم بود که موقع استراحت تو اون فیلمی که ضبط و ادیت کرده بودم توش پخش می کردم. در این حین اعضای استرو میومدن جلو تلوزیون مینشستن که با من ۱ متر بیشتر فاصله نداشت. خیلی هیجان داشتم و همه شون از نزدیک واقعا جذاب بودن. مخصوصا چا اون او واقعا صورت خیلی کوچکی داره اما نسبت به سریال ها خیلی مهربون تر و مردونه تر بود. 😍 رییسم به منیجرشون گفت به تیم ما سلام بدن بعد همه با هم سلام کردن و من گفتم میشه یه عکس ازتون بگیرم؟ بعد خود اعضا گفتن بیا با خودمون بگیر. رفتم گوشه بایستم ، دوباره خود اعضا گفتن بیا سنتر وایستا. رفتم سنتر و کنار چا اون او ، ازم پرسید از کدوم کشور اومدی؟ ((در حالی که به چشم هام خیره شده بود)) گفتم از ایران و گفت اوه~ با لبخند:) با صورتم فقط ۲۰ سانتی متر فاصله داشت. بعد که ازمون عکس گرفتن به چا اون گفتم یه لحظه صبر کن من یه چیزی برات آوردم. وای زبونم بند اومده بود به زور حرف زدم. بعد اون قاب عکس از فن آرت رو آوردم و در جعبه رو که باز کردم همه اعضا گفتن واو ! منم گفتم دوستم دیشب اینو کشیده برات و اگر میشه یه امضا بهم بدی ممنون میشم. اصلا متوجه نبودم دارم چی میگم... فکر نمیکردم انقدر دستپاپه بشم. بعد رفتم دو تا عکس رو آوردم و خواستم امضا کنه. اول اسم مبینا رو براش اسپل کردم و بعد اسم خودم رو. باز هم خیلی نزدیک بهم بود و خیلی حس جالبی بود.😊 بعد ازش کلی تشکر کردم و قاب عکس رو گذاشتم تو جعبه اش و بهش دادم و با منیجرش رفت. وقت واقعا محدود بود... همه این ها یه روزه برنامه ریزی شده بود. جالب اینه که من سریال آیدی من خوشکله گانگنام رو من قبل از این فیلم برداری دیده بودم و قسمت اخر رو دقیقا رو قبل از فیلم برداری دیدم. یعنی کلی تو جو بودم و عاشق شخصیت اصلی شده بودم و فردا که شخصیت اصلی سریال جلو چشام بود خیلی خیلی حس عجیب و غیر قابل توصیف بود. 😂راستی حالا که دقت میکنم انگار لباسمو باهاشون ست کردم 😃💙
اینم بگم که برای کنسرت دریم هم رفتم و موفق به دیدن ردولوت، استرو( (دوباره)) و اکسو سهون و چانیول شدم ... که چون گفتن عکس نزار فقط تو استوری یه عکس گذاشتم. ((کل استوری های این مدت رو می تونید در هایلایت ببینید. )) از اکسو هم بگم که واقعا واقعا خیلی جذااااااااااب بودن وای قبل از این که جلوی روبین برن از دور میدیدمشون که داشتن با هم شوخی می کردن 😍من الان احساس میکنم در افقم ~~~ به نیت همه شما یه سر عشق ها رو زیارت کردم. و جای تشکر داره از زحمات دوست عزیز مبینا واسه این همه تلاشی که گذاشت برای کشیدن فن آرت . قاب شده ی اون فن آرت  الان در خانه چا اون او هست😍

پیج اینستاگرام: mary_land

 


موضوعات مرتبط: ♡متفرقه مربوط به کره♡
برچسب‌ها: کره جنوبی , روزانه های مریم , بورسیه , کره

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۹ | 12:45 | نویسنده : Yalda |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.